|
% دروغ گفتن |
% وعده دروغ |
|
% قسم دروغ |
% شهادت ناحق |
|
% خبري را ندانسته گفتن |
% تحريف مسائل ديني |
|
% حكم ناحق |
% لعنت كردن مردم |
|
% طعنه زدن |
% عيب جويي از ديگران |
|
% دل شكستن |
% سرزنش بيجا |
|
% امر به منكر |
% نهي از معروف |
|
% رنجاندن مؤمن |
% بد خلقي |
|
% تصديق كفر و شرك |
% غيبت كردن |
|
% مسخره كردن |
% شايعه پراكني |
|
% به نام بد صدا زدن |
% تملق وچاپلوسي |
|
% بامكر وحيله سخن گفتن |
% مزاح زياد |
|
% تهمت زدن |
% زخم زبان زدن |
|
% آبرو ريزي |
% تقليد صداي كسي كردن |
|
% كبر در گفتار |
% بدعت در دين |
|
% اظهار حسد و بخل |
% بد زباني در معاشرت |
|
% خشونت در گفتار |
% فحش و ناسزا گفتن |
|
% سخن چيني كردن |
% نااميد كردن |
|
% شوخي با نامحرم |
% ريا در گفتار |
|
% فاش كردن اسرار مردم |
% فرياد زدن بيجا |
امام عليu مي فرمايند:
بنام آفريدگار انتظار
منادي ندا مي دهد عالم را زهفت آباء
كه اي عالميان بدانيد وعده مان به ميعاد رسيد و
وقتش به ميقات
هم اوست نافله اي زنورالانوار
نگاره اي مهتر ز نگار گر اسرار
نفحه اي ديگر ز گلستان ابرار
غايب از همه يار و نابكار
و وجود هستي بخش او با شماست و برشماست مولاو
سالار
1ـ فضيلت دانش طلبى.
مـن سلك طريقا يطلب فيه علما سلك الله به طريقا الـى الجنه ... و فضل العالـم علـى العابـد كفضل القمـر علـى سـائر النجـوم اليله البـدر.
(1) هركه راهى رود كه در آن دانشـى جـويد , خداوند او را به راهى كه به سـوى بهشت است ببرد , و برترى عالـم بر عابـد ماننـد برتـرى ماه در شب چهارده بـر ديگـرستارگان است .
ستارگان است .
2ـدين يابى ايرانيان.
لو كان الديـن عند الثريا لذهب به رجل من فارس ـ او قال ـ مـن ابناء فارس حتى يتناوله ,(2) اگـر دين به ستاره ثـريا رسـد , هـر آينه مـردى از سـرزمين پارس ـ يا ايـن كه فـرمـوده از فـرزنـدان فـارس ـ به آن دست خـواهنـد يـازيــد.
3ـ ايمان خواهى ايرانيان.
اذا نزلت عليه (ص ) سـوره الجمعه فلما قرا: و آخريـن منهم لما يلحقوا بـهم .
(3) قال رجل مـن هولاء يا رسول الله ؟ فلم يراجعه النبى (ص ) حتى سئله مره او مرتين او ثلاثا.
قال و فينا سلمان الفارسـى قال فـوصع النبـى يده على سلمان ثـم قال : لـو كـان الايمـان عنـد الثـريـا لنـا له رجـال مـن هـولاء.
(4) وقتـى كه سـوره جمعه بر پيامبـر اكرم (ص ) نازل گرديـد و آن حضرت آيه و آخريـن منهم لمايلحقـوا بهم را خـوانـد.
مردى گفت : اى پيامبـر خـدا مراد ايـن آيه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چيزى نگفت تا ايـن كه آن شخص يك بار ,دوبار , يا سه بار سوال كرد.
راوى ميگـويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبراكرم (ص ) دستـش را روى دوش او نهاد, سپـس فرمـود: اگر ايمان به ستاره ثريا برسد هرآينه مـردانـى از سـرزميـن ايـن مـرد به آن دست خـواهنـد يافت .
4ـ مشمولان شفاعت.
اربعه اناالشفيع لهم يوم القيمه :.
1ـ معين اهل بيتى .
2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا اليه .
3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .
4ـ والدافع عنهم بيده .
(5) چهار دسته انـد كه مـن روز قيـام شفيع آنهاهستـم :.
1ـ يارى دهنده اهل بيتم , 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بيتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى , 3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب وزبان , 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بيتـم با دست و عمل .
5ـ ملاك پذيرش اعمال.
لايقبل قول الا بعمل و لايقبل قـول و لاعمل الا بنيه و لا يقبل قـول و لاعمل و لا نيه الا باصابه السنه .
(6) نزد خداوند سخنى پذيرفته نميشود مگر آن كه همراه با عمل باشد , و سخـن و عملى پذيرفته نمـيشـود مگـر آن كه همراه با نيت خالص باشـد .
و سخـن و عمل و نيتـى پذيـرفته نمـيشـود مگـر آن كه مطـابق سنت بـاشد.
6ـ صفات بهشتى.
الا اخبر كـم بمـن تحرم عليه النارغدا؟ قيل بلى يا رسـول الله .
فقال : الهيـن القريب اللين السهل .
(7) آيا كسـى را كه فرداى قيامت , آتـش بر او حرام است به شما معرفى نكنـم ؟ گفتند: آرى , اى پيامبر خدا.
فرمـود: كسى كه متيـن , خونگرم , نرمخـو و آسانگير باشد.
7ـ نشانه هاى ستمكار.
علامه الظالم اربعه :يظلم من فوقه بالمعصيه ويملك مـن دونه بالغلبه و يبغض الحق و يظهر الظلم .
(8) نشانه ظالم چهار چيز است : 1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم ميكند, 2ـ به زيـر دستـش بـا غلبه فـرمـانـروايـى مـيكنـد, 3ـ حق را دشمـن مـيدارد, 4ـ و ستـم را آشكـار مـيكنـد.
8ـ شعبه هاى علوم دين.
انمـا العلـم ثلاثه : آيه محكمه او فريضه عادله او سنه قـائمه و مـا خلاهــن فهوفضل .
(9) همـانـا علـم ديـن سه چيز است , وغيــر از اينها فضل است : 1ـ آيه محكمه (كه منظور آز آن علـم واصـول عقـــائد است ), 2ـ فـريضه عادله ( كه منظور از آن علـم اخلاق است ), 3ـ و سنت قـائمه ( كه منظور از آن علـم احكـام شــريعت است ).
9ـ فتواى نااهل.
مـن افتـى النـاس بغيـر علـم ... فقـد هلك و اهلك .
(10) كسـى كه بدون صلاحيت علمى براى مردم فتـوا دهد, خـود را هلاك ساخته و ديگران را نيز به هلاكت انداخته است .
10ـ روزه واقعى.
الصـائم فـى عبـاده و ان كـان فـى فـراشه مـا لـم يغتب مسلمــا.
(11) روزه دار ـ مادامـى كه غيبت مسلمانـى را نكرده باشد ـ همـواره در عبادت است , اگر چه در رختخواب خود باشد.
11ـ فضيلت رمضان.
شهر رمضان شهر الله عزوجل و هـو شهر يضاعف فيه الحسنات و يمحـو فيه السيئات و هو شهر البـركه و هو شهر الانابه و هو شهر التـوبه وهو شهر المغفـره و هـو شهرالعتق من النار والفوز بالجنه ,الا فاجتنبـوا فيه كل حرام و اكثروا فيه مـن تلاوه القران ...(12) ماه رمضان ماه خداوند عزيز و جليل است ,و آن ماهـى است كه درآن نيكيهادوچندان و بديها محو ميشود, ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و تـوبه ازگنـاه و مـاه آمـرزش و مـاه آزادى از آتـش دوزخ و كـاميـابـى به بهشت است .
آگاه بـاشيـد در آن ماه از هـرحـرامـى بپـرهيزيـد و قـرآن را زياد بخـوانيـد.
12ـ نشانه اى شكيبا.
علامه الصابر فى ثلاث : اولها ان لايكسل و الثانيه ان لايضجـر, والثالثه ان لايشكـو مـن ربه عزوجل , لانه اذا كسل فقد ضيغ الحق , واذا ضجر لـم يـود الشكر, واذا شكى مـن ربه عزوجل فقدعصاه .
(13) علامت صابر در سه چيزاست : اول : آن كه كسل نشـود, دوم : آن كه آزرده خاطـرنگردد, سـوم آن كه از خـداونـدعزوجل شكوه نكند, زيرا وقتى كه كسل شـود, حق را ضايع ميكند, وچـون آزرده خاطرگـردد شكـر را به جا نمـيآورد, و چـون از پـروردگارش شكايت كنـد در و واقع او را نافرمانى نموده است .
13ـ بدترين جهنمى.
ان اهل النار ليتاذون مـن ريح العالـم التارك لعلمه و ان اشد اهل النار ندامه و حسره رجل دعا عبـدا الـى الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الله الجنه و ادخل الـداعى النار بتركه علمه .
(14) همانا اهل جهنـم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج ميبرند, و از اهل دوزخ پشيمانـى و حسرت آن كـس سخت تـر است كه در دنيا بنـده اى را به سـوى خـداخـوانده و او پذيرفته وخدا اطاعت كرده و خـداوند او را به بهشت در آورده ولـى خـود دعوت كننـده را به سبب عمل نكـردن به علمـش به دوزخ انداخته است .
14ـ عالمان دنيا طلب.
اوحـى الله الـى داود(ع ) لاتجعل بينـى و بينك عالما مفتـونا بالدنيا فيصـدك عن طريق محبتى فان اولئك قطاع طرق عبادى المريديـن , ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوه مناجاتى عن قلوبهم .
(15) خداوند به داود(ع ) وحى فرمود كه : ميان مـن وخودت عالـم فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستيام بگرداند, زيراكه آنان , راهزنان بندگان جـوياى مـناند, همانا كمتر كارى كه باايشـان كنـم ايـن است كه شيـرينـى منـاجـاتـم رااز دلشـان بـركنم .
15ـ نتيجه يقين.
لـو كنتم توقنون بخير الاخره و شرهاكما تـوقنون بالدنيا لاثرتـم طلب الاخره .
(16)اگر شما مردم يقين به خير وشـر آخـرت مـيداشتيـد, همان طـور كه يقيـن به دنياداريـد البته در آن صـورت آخـرت را انتخـاب مـيكـرديـد.
16ـ نخستين پرسشهاى قيامت.
لاتزول قـدمـا عبـد يـوم القيمه حتـى يسئل عن اربع : عن عمره فيما افناه , و عن شبابه فيما ابلاه , و عن ماله مـن اين اكتسبه و فيما انفقه و عن جبنا اهل البيت .
(17) هيچ بنـده اى در روز قيامت قدم از قـدم بـر نمـيدارد تا از ايـن چهار چيزاز اوپرسيده شود: 1ـ از عمـرش كه در چه راهـى آن را فـانـى نمـوده , 2ـ واز جـوانـى اش كه در چه كـارى فـرسـوده اش ســـاخته , 3ـ و از مـالـش كه از كجـابه دست آورده و در چه راهـى صـرف نموده , 4ـ و از دوستى ما اهل بيت .
17ـ محكم كارى.
ولكـن الله يحب عبــدا اذا عمل عملا احكمه .
(18) پيامبـر اكـرم (ص ) وقتـى كه بـا دقت قبـر سعد بـن معاذ را پـوشـانـد فـرمـود: ميدانـم كه قبر سرانجام فرو ميريزد و نظم آن بهم ميخـورد, ولـى خداوند بنده اى را دوست مـيدارد كه چـون به كـارى پـردازد آن را محكـم واستـوار انجـام دهـد.
18ـ مرگ , بيدارى بزرگ.
الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا.
(19) مـردم در خـواب انـد وقتـى كه بميـرنـد , بيـدا مـيشـونـد.
19ـ ثواب اعمال كارساز.
سبعه اسبـاب يكسب للعبـد ثـوابها بعد وفـاته : رجل غرس نخلا او حفـر بئرا او اجـرى نهرا او بنـى مسجـدا او كتب مصحفا او ورث علمـا او خلف ولـدا صـالحـا يستغفـر له بعد وفـاته .
(20) هفت چيز است كه اگر كسى يكياز آنها را انجام داده باشد, پس از مرگـش پاداش آن هفت چيز به او ميرسد:.
1ـ كسـى كه نخلـى را نشـانـده بـاشـد (درخت مثمـرى را غرس كـرده بـاشد),.
2ـ يا چاهى را كنده باشد,.
3ـ يانهرى راجارى ساخته باشد,.
4ـ يامسجدى را بنا نموده باشد,.
5ـ ياقرآنى نوشته باشد,.
6ـ يـا علمـى را از خـود بـر جـاى نهاده بـاشـد,.
7ـ يا فـرزنـد صـالحـى را باقـى گذاشته بـاشـد كه بـراى او استغفـار نمـايـد.
20ـ سعادتمندان.
طـوبـى لمـن منعه عيبه عن عيـوب المـومنيـن مـن اخـوانه طـوبـى لمـن انفق القصـد وبذل الفضل و امسك قـوله عن الفضـول و قبيح الفعل ,(21) خوشا به حال كسى كه عيبـش او را از عيوب برادران مومنـش باز دارد, خوشا به حال كسـى كه در خرج كردن ميانه روى كند و زياده از خرج راببخشد و از سخنان زائد و زشت خوددارى ورزد.
21ـ دوستى آل محمد.
من مات على حب آل محمد مات شهيدا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مغفـورا له .
الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مـومنـا مستكمل الايمان .
الا ومن مات على بغض آل محمد جاء يوم القيمه مكتـوب بيـن عينيه مايـوس من رحمه الله .
الا و مـن مـات علـى بغض آل محمـد لم يشـم رائحه الجنه .
(22) كســى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد شهيـد مرده است .
آگـاه بـاشيـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد آمـرزيـده مــرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد .
تـوبه كـار مـرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه با دوستـى آل محمـد (ص ) بميرد , با ايمان كامل مرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه با دشمنـى آل محمـد (ص ) بميرد , در حالـى به صحراى قيامت مـيآيـد كه بـر پيشـانـى اش نـوشته شـده : نـا اميـد از رحمت خدا.
آگاه باشيد كسـى كه با دشمنـى آل محمد (ص ) بميرد, بـوى بهشت به وى نمـيرسـد .
22ـ سزاى زن و مرد همسر آزار.
ايما امراه اذت زوجها بلسانها لميقبل الله منها صرفا و لاعدلا ولاحسنه مـن عملهاحتى ترضيه و ان صامت نهارها قامت ليلهاو كانت اول مـن يرد النار و كذلك الرجل اذا كان لها ظالما,(23) هر زنـى كه شـوهر خـود را با زبان بيازارد خداوند هيچ جبران و عوض و نيكـى ازكارش را نميپذيرد تا او را راضى كند, اگر چه روزش را روزه بگيرد و شبـش را به عبادت بگذراند و چنين زنى اول كسى است كه داخل جهنـم خـواهد شد و همچنيـن است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.
23ـ سزاى زن ناسازگار با شوهر.
ايما امراه لمتـرفق بزوجها و حملته علـى ما لايقـدر عليه و ما لايطيق لـمتقبل منها حسنه و تلقـى الله و هـو مليها غضبان ,(24) هرزنـى كه با شـوهر خـود مـدارا ننمايد واو را به كارى وادرا سازد كه قـدرت وطاقت آن را ندارد, از او كارى نيكـى قبـول نمـيشـود ودر روز قيامت , خدا رادرحـالتـى ملاقـات خـواهـد كـرد كه بـر روى خشمگيـن بـاشـد.
24ـ نخستين رسيدگى در قيامت.
اول ما يقضى يوم القيمه الدماء.
(25) اوليـن كارى كه در روز قيامت به آن رسيدگـى ميشـود خـونهاى به ناحق ريخته شده است .
25ـ بيرحمى و ترحم.
اطلعت ليله اسـرى علـى النار فرايت امراه تعذب فسئلت عنها فقيل انها ربطت هره و لم تطعمها و لـم تسقها و لـم تـدعها تاكل مـن خشـاش الارض حتـى ماتت فعذبهابذلك و اطلعت علـى الجنه فـرايـت امـراه مـومسه يعنــى زانيه فسئلت عنها فقيل انهامرت بكلب يلهث مـن العطـش فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فـى حلقه حتـى روى فغفـر الله لها.
(26) در شب مـعراج از دوزخ آگاهـى يـافتـم , زنـى را ديـدم كه درعذاب است , از گناهش سوال كـردم .
پاسخ داده شد كـــــه او گربه اى رامحكـم بست , درحالى كه نه به آن حيوان خـوراكى داده و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمين چيزى را بـيابـد و بـخـورد و با اين حال ماند تا مرد.
خداوند اين زن را به خـاطر آن گناه عذاب كرده است .
و از بهشت آگاهى يافتـم , زن آلـوده حامنى را ديدم و از وضعش سـوال كردم .
پاسخ داده شد ايـن زن به سگى گذر كرد, در حالى كه از عطش و زبانش را از دهان بيرون آورده بود , او پارچه پيرهنـش را در چاهى فرود برد, پـس آن پارچه را در حلقوم سگ فشرد تا آن حيـوان سيراب شـد خـداوندگناه آن زن را به خاطرايـن كار بخشيد.
26ـ عدم پذيرش اعمال ناخالص.
اذا كان يـوم القيمه نادى مناد يسمع اهل الجمع اين الذين كانـوا يعبدون الناس قـومـوا خذوا اجـوركـم ممـن عملتـم له فانـى لااقبل عملا خالطه شـى ء مـنالـدنيا واهلها.
(27) چـون روز قيامت فـرا رسـد, نـدا دهنـده اى نـدا دهـد كه همه مـردمميشنـوند گـويد: كجايند آنانكه مردم را ميپرستيدند ؟ (28) برخيزيد و پاداشتان را ازكسـى كـــه براى او كار كرديد بگيريد چـون مـن عملـى را كه چيزى از دنيا واهل دنيا با آن مخلوط شده باشد, قبول نميكنـم .
27ـ دنيا طلبى ,عنصر حبط اعمال.
ليجيئن اقـوام يوم القيمه واعمالهم كـجبال تهامه فيـومر بهم الى النار قالـوايا رسول الله مصلين ؟ قال نعم يصلون و يصومون وياخذون هنا مـن الليل فاذا عرض لهم شـى ء مـن الـدنيا و ثبـوا عيله .
(29) در روز قيامت گروهـى را بـراى محاسبه ميآورند كه اعمال نيك آنان ماننـد كـوههاى تهامه بر روى هـم انباشته است امـا فرمان ميرسد كه به آتـش برده شوند صـحـابـه گفتند : يـا رسول الله آيـا اينان نماز ميخواندند؟ فرمـود: بلى نماز ميخـواندند و روزه ميگرفتند و قسمتى از شب را در عبـادت بــه سـر ميبردند اما هميـن كه چيزى از دنيا به آنها عرضه ميشد, پرش و جهشميكردند تا خود را به آن برسانند.
28ـ با هر كه اى با اوستى.
المرء مع من احب (30).
آدمـى ( در قيـامت ) بـاكســى است كه او را دوست دارد.
29ـ دوستى اهل بيت.
مـن سره ان يحيى حياتى و يمـوت مماتـى و يسكـن جنه عدن غرسهاربـى فليـوال عليامن بعدى و ليوال وليه و ليقتد بالائمه من بعدى فانهم عترتى و خلقوا مـن طينتى رزقوا فهما و علما و ويل للمكذبين بفضلهم مـن امتى القاطعيـن فيهم ضلتى لا انالهم الله شفاعتى .
(31) هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند وچون مـن بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد.
بايد بعد از من على را, و دوست او را دوست بداردو به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت مـن هستند و از طينتم آفريده شـده اند و از درك و دانـش برخـوددار گرديـده انـد و واى بر آن گروه از امت مـن كه برترى آنان راانكار كنند و پيوندشان را با مـن قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.
30ـ ولايت على (ع ) شرط قبولى اعمال.
فـو الذى بعثنى بالحق نبيا لو جاء احدكـم يوم القيامه باعمال كامثال الجبال ولـم يجـى ء بـولايه علـى بـن ابيطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النار .
(32) سـوگنـد به خـدايـى كه مرا به حق بـرانگيخته اگر يكـى از شما در روز قيامت بااعمالى هماننـد كـوهها بيايد.
اما فاقـد ولايت وقبـول حاكميت علـى بـن ابيطالب بـاشـد, خـداونـد او را به رو در آتـش افكند.
31ـ پاداش مريض.
اذا مـرض المسلـم كتب الله له كاحسـن ما كـان يعمل فـى صحته و تسـاقطت ذنـوبه كمايتساقط ورق الشجر.
(33) وقتى كه مسلمان , بيمار شـود, خـداوند هماننـد بهتريـن حسناتـى كه در حال سلامت انجام ميداده در نامه عملـش مينـويسد و گناهانـش همچـون برگ درخت فرو ميريزد.
32ـ مسئوليت مسلمانى.
من اصبح لايهتـم بامور المسلمين فليـس منهم و مـن سمع رجلا ينادى يا للمسلميـن فلم يجبه فليس بمسلم .
(34) هر كه صبح كند و به امور مسلميـن همت نگمارد , از آنهانيست ;و هركـس بشنود كه شخصـى فرياد مـيزنـد: (( اى مسلمانها به فريادم برسيد)) ولـى جـوابـش نگـويد,مسلمان نيست .
33ـپيوستگىايرانيان با اهل بيت عليهم السلام.
قالت الرسول من الفرس لرسول الله (ص ) الى من نحـن يا رسول الله ؟ قال انتم مناو الينا اهل البيت .
(35) فرستادگان باذان , پادشاه يمـن , تحت الحمايه ايران كه اصالتا ايرانى بـودند به حضور پيامبر اكرم (ص ) آمدند و گفتند: اى رسـول خدا: سرانجام ما فارسيان به نزدچه كسى خواهد بود؟ حضرت فرمـود: شما فارسيان از ما هستيـد و سرانجامتان به سـوى ما و خانـدان ماخواهد بود.
قال ابـن هشام : فبلغنى عن الزهرى انه قال : فمـن ثـم قال رسول الله : سلمان منااهل البيت .
ابـن هشام از قول زهرى گويد: و از همين جا بود كه پيامبر فرمود: سلمان از اهل بيت ماست .
34ـ خيانت بزرگ.
من تقدم على المسلمين و هو يرى ان فيهم مـن هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين .
(36) كسى كه بر مسلمانان پيشـى گيرد, در حالـى كه ميداند در ميان آنها كسـى افضل وبهتر از او وجـود دارد, چنيـن كسى به خدا و رسولـش و همه مسلمانان خيانت كرده است .
35ـ ارزش هدايت.
لان يهدى الله بك رجلا واحـدا خيـر لك ممـا طلعت عليه الشمس .
(37) پيـامبـر اكـرم (ص ) خطـاب به حضـرت علـى (ع ) فـرمود: هدايت نمـودن خداوند فردى را به وسيله تو از آنچه آفتاب بر آن بتابد براى تـوبهتر و ارزنده تر است .
36ـ مردمان آخرالزمان.
ياتـى على الناس زمان تخبث فيه سرائرهـم و تحسـن فيه علانيتهم طمعا مـن الدنيا,لايريدون به ما عنـد ربهم , يكـون دينهم ريـاء لايخالطهم خـوف , يعمهم الله بعقاب فيـدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم .
(38) زمانى بر مردم فرا مـى رسد كه براى طمع در دنيا, باطنشان پليد و ظاهرشان زيباباشـد, علاقه اى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند, ديـن آنها ريا شـود وخـوفـى (از خـدا) در دلشان آميخته نشـود, خـداونـد همه آنها را به عذاب سختـى گـرفتار كند, پـس مانند دعايشخص غريق دعا كنند, ولـى دعايشان را اجابت نكند.
37ـ راستگو ترين صحابه.
مـااظلت الخضـراء و لااقلت الغبـراء مـن ذى لهجه اصـدق مـن ابــيذر.
(39) آسمان سايه نينداخته و زميـن در بر نگرفته , صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.
38ـ پرسش از عالمان و همنشينى بافقيران.
سـائلـوا العلمـاء و خـاطبـوا الحكماء و جـالسـوا الفقـراء.
(40) از دانشمنـدان بپـرسيـد و با فـرزانگان سخـن بگـوييـد و با فقيـران بنشينيـد.
39ـ دستبوسى نه.
هذا تفعله الاعاجـم بملـوكها و لست بملك انمـا انـا رجل منكـم .
(41) مردى خواست تا بر دست رسـول خـدا (ص ) بـوسه زنـد, پيامبر دست خـود را كشيـد وفرمود: ايـن كارى است كه عجمها با پادشاهان خـود ميكنند و من شاه نيستـم , مـن مردى از خودتان هستم .
40ـ مهربانى با همنوعان.
ما آمن بـى مـن بات شبعان و جاره جائع و ما مـن اهل قـريه يبيت و فيهم جائع لاينظر الله اليهم يوم القيمه .
(42) به مـن ايمان نياورده كسـى كه سير بخـوابـد و همسايه اش گرسنه باشـد, و اهل يك آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد, خـداوند در روز قيامت به آنها نظر رحمت نيفكند.
-----------------------------------------------------------------
پى نوشتها:.
1ـ اصول كافى , ج 1, ص 42.
2ـ صحيح مسلـم , ص 4ص 1972, كتاب فضائل الصحابه , حـديث 230, و همان , ج 2, ص 417 چاپ بولاق , 3ـ سوره جمعه , آيه 3.
4ـ صحيح مسلم , ج 4, ص 1972, كتـاب فضـائل الصحابه .
5ـ خصـال صـدوق , بـاب اربعه , ص 215, حـديث 1.
6ـ بحار الانوار ج 2, ص 174.
7ـ ثواب الاعمال ص 381.
8ـ تحف العقول .ص 21.
9ـ اصول كافى , ج 1, ص 37.
10ـ اصول كافى , ج 1, ص 54.
11ـ تهذيب الاحكام , ج 4, ص 190.
12ـ بحار الانوار, ج 96, ص 340.
13ـ همان , ج 71, ص 86.
14ـ اصول كافى , ج 1, ص 55.
15ـ همان , ج 1ص 58.
16ـ تنبيه الخـواطـر و نزهه النواظر(معروف به مجمـــوعه ورام ) , ج 1, ص 134.
17ـ خصـال صـدوق ص 253, و مشكـاه الانـوار , ص 171.
18ـ امالى صدوق , ص 231.
19ـ لئالى الاخبار, ص 386.
20ـ محموعه ورام , ج 2,ص 110.
21ـ روضه كافى , ص 248.
22ـ تفسير كشاف زمخشرى , ج 3,ص 467.
23ـ امالى شيخ صدوق , ص 257.
24ـ همان , ص 285.
25ـ سفينه البحـار, ماده قتل , ج 2, ص 407.
26ـ جواهر الكلام , ج 31, ص 359.
27ـ مشكات الانوار, ص 312.
28ـ يعنـى بـراى چشـم مـردم وخـوشـاينـد آنـان كـار مـيكـرده انـد.
29ـ لئالى الاخبار ,ص 465.
30ـ سفينه البحار ماده حبيب , ص 201.
31ـ حليه الاولياء, ج 1, ص 86.
32ـ امالى شيخ طوسى , ج 1,ص 314.
33ـ مكارم الاخلاق , ص 195.
34ـ اصول كافى , ج 3, ص 293.
35ـ سيره ابن هشام , ج 1,ص 72.
36ـ الغدير, ج 8, ص 291.
37ـ شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى احـديـد, ج 1,ص 342.
38ـ اصول كافى , ج 3,ص 404.
39ـ الغديـر, ج 8,ص 97, و شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى الحـديــــد, ج 2,ص 354.
40ـ تحف العقول , ص 41.
41ـ خيانت در گزارش تاريخ , ج 3,ص 271.
42ـ اصول كافى , ج 4,ص 493.
|
نيايش حسيني
الهي ! به سـوي جمال كبريايي ات مشتاقم و به يكـتايي ات گــواه و بـه ربوبيّـتت مـعـتـرفـم و مي داني كه تو مرّبي و پروردگار مني و باز گشتم به سوي توست.
خدايا ! آن چنان از خود هراسناكم ساز كه گويي تو را روياروي خويش مي بينم و به پرهيزكاري رستگارم كن.
معبودا ! در جانم بي نيازي ودر قلبم يقين و در كارم اخلاص و در ديده ام روشنايي ودر دينم آگاهي قرار ده. الهــي ! از آنچـه مـرا مـي ترســانـد و از آنچـه دوري مي جويم و از جان و دينم محافظت فرما.
خدايا! چگونه مرا واگذاري در حالي كه عهده دار هدايتم شده اي ؟
معبودا! چگونه نوميد گردم در حالي كه تو آرزوي مني ؟ و چگونه سبك شمرده شوم با اين كه اتكالم برتوست؟
صلوات رمز محبت و وفادارى به
پيامبر اکرم و خاندانش
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
پيام جهان هستى
يكى از اذكار مهمى كه انسان را به خدا نزديك مىكند و در مسير حق ثابتقدم نگاه مىدارد، صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و آل اوست.
درود و صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله موجب علوّ درجات و ثواب براى فرستندگان آن خواهد بود و ديگر اين كه فرستادن صلوات سبب مىشود نام و ياد پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله براى هميشه زنده و جاويد بماند. به همين دليل آفريدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى كه تدبير اين جهان به فرمان حضرت حق بر عهده آنها گذارده شده است، بر او درود مىفرستند. اكنون كه چنين است تمام انسانها بايد با اين پيام جهان هستى هماهنگ شوند و بر او درود بفرستند:
«اِنَّ اللهَ وَ ملائكَتَهُ يُصَلُّونَ على النّبىَّ يا ايّها الّذين آمنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلَّمُوا تسليماً» (1)؛ خدا و فرشتگان بر پيامبر درود مىفرستند؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم (فرمان او) باشيد.»
|
درباره كيفيت صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله، در روايات بىشمارى كه از طرق اهل سنت و اهلبيت عليهمالسلام رسيده، صريحاً آمده است كه «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» بايد افزود در غير اين صورت صلوات ابتر و ناتمام خواهد بود. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستيد. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چيست؟ حضرت فرمودند: اين كه بگوييد: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ. |
پيامبر صلى الله عليه و آله، گوهر گرانقدر در عالم آفرينش است و اگر به لطف الهى در دسترس انسانها قرار گرفته، نبايد ارزانش بشمارند و ارج و مقام او را در پيشگاه پروردگار و نزد فرشتگان فراموش كنند. او انسانى است كه از ميان انسانها برخاسته، ولى نه يك انسان عادى، بلكه انسانى كه يك جهان در وجودش خلاصه شده است.(2)
ابوحمزه ثمالى از يكى از ياران پيامبرصلى الله عليه و آله به نام "كعب ابن عجوه" چنين نقل مىكند:
هنگامى كه آيه 56 سوره احزاب نازل شد، عرض كرديم "يا رسول الله!سلام بر تو را مىدانيم، ولى صلوات بر تو چگونه است؟" فرمود، بگوييد:
«خدايا! صلوات و بركات خود را بر محمد عليه السلام و آل محمد عليهم السلام قرار بده همچنان كه بر ابراهيم و آل ابراهيم(ع) قرار دادى. همانا تو ستوده و بخشندهاى و بر محمد صلى الله عليه و آله و آل محمد عليهم السلام بركت ببخش چنان كه بر ابراهيم عليه السلام و آل ابراهيم بخشيدى كه تو ستوده و بزرگوارى.» (3)
رسول خدا فرمودند: «اِنَّ اولىَ النّاسَ بى يَوْمَ القيامةِ أَكْثَرُهُمْ عَلىَّ صَلاةً»؛ سزاوارترين مردم در روز قيامت به من آن كسى است كه بيشتر بر من درود فرستد.»
كيفيت صلوات
درباره كيفيت صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله، در روايات بىشمارى كه از طرق اهل سنت و اهلبيت عليهمالسلام رسيده، صريحاً آمده است كه «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» بايد افزود در غير اين صورت صلوات ابتر و ناتمام خواهد بود. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستيد. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چيست؟ حضرت فرمودند: اين كه بگوييد: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ.
بلكه بگوييد: اللّهُمَّ صَلَّ على محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ.(4)
امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيدند: آيا نمىخواهى مژدهاى به تو بدهم؟ آن حضرت جواب داد: چرا، پدر و مادرم فداى تو كه هميشه مژده دهنده به همه خيرها هستى. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل عليه السلام چيز عجيبى به من گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: چه گفت: اى رسول خدا!، پيامبر صلى الله عليه و آله جواب دادند: جبرئيل عليهالسلام به من گفت: اگر شخصى بر من صلوات بفرستد و پس از آن بر اهلبيت من نيز صلوات فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده شده و فرشتگان هفتاد صلوات براى او مىفرستند و اين عمل باعث ريختن گناهان مى شود.آنگاه همانگونه كه برگ از درخت مىريزد، گناهان نيز از او مى ريزند و خداوند متعال مىفرمايد: خواسته تو را اجابت نمودم و كامروا و سعادتمند هستى. آنگاه خطاب به فرشتگان مىفرمايد: فرشتگانم! شما هفتاد صلوات بر او مىفرستيد و من هفتصد صلوات. پيامبر اضافه كرد: اما هنگامى كه بر من صلوات مىفرستد، پس از آن بر اهل بيتم صلوات نفرستد، بين آن صلوات و آسمان، هفتاد حجاب است و خداى بزرگ مىفرمايد:
خواسته تو را نپذيرفتم و سعادتمند و كامروا نگشتى.فرشتگانم! دعاى او را بالا نبريد مگر زمانى كه عترت پيامبر صلى الله عليه و آله را به صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله ملحق سازد و همچنان اين دعا بالا نمىرود تا زمانى كه عترت من در صلوات به من ملحق شوند.(5)
|
همچنين در روايات سخت تأكيد شده است كه در هر روز جمعه بر محمد و اهلبيت او هزار مرتبه صلوات بفرستيد و در روزهاى ديگر صد مرتبه و نيز امام محمد باقرعليه السلام فرمود: هيچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام نيست. |
زمان و مكان صلوات
صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله محدوديت زمانى و مكانى ندارد اما در احاديث و روايات تأكيد شده است كه مناسبترين زمان براى درود و صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله روز جمعه و شب جمعه است. پيامبر صلىالله عليه و آله فرمودند:
«اذا كانَ يَوْمُ الجُمُعَةِ وَ لَيْلَةُ الجُمُعَةِ فَاَكْثِروُا الصَّلاةَ عَلىَّ»(6)؛ چون روز جمعه و شب جمعه شود، بسيار بر من صلوات و درود بفرستيد.
همچنين در روايات سخت تأكيد شده است كه در هر روز جمعه بر محمد و اهلبيت او هزار مرتبه صلوات بفرستيد و در روزهاى ديگر صد مرتبه(7) و نيز امام محمد باقرعليه السلام فرمود:
«ما مِنْ شَىءٍ يُعْبَدُ اللهُ بِهِ يَوْمَ الجُمُعَةِ اَحَبُّ اِلىَّ مِنَ الصّلاةِ عَلى مُحمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ»(8)؛ هيچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام نيست.
همچنين در احاديث و روايات تأكيد شده است كه در تمام مكانها (جز موارد محدود) زبان مىتواند به ذكر صلوات مشغول باشد. باز پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه فرمودهاند:
«حيثُما كُنْتُمْ فَصَلُّوا عَلىَّ فَاِنَّ صلاتَكُمْ تَبْلُغُنى»(9)؛ هر كجا باشيد بر من صلوات بفرستيد؛ زيرا صلوات شما در هر مكانى به من مىرسد.
مهمترين زمانها و مكانهايى كه به فرستادن صلوات در آنها تأكيده شده به شرح زير است:
1. در هر مكانى كه نام پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر شود.
2. در ابتداى هر كلامى كه داراى قدر و ارزش است؛ مثل خطبهها، سخنرانىها و... كه بهتر است با صلوات آغاز شود.
3. در ابتدا و انتهاى وضو.
4. هنگام ورود يا عبور از كنار مسجد.
5. در تعقيب نمازها، مخصوصاً نمازهاى صبح و مغرب.
6. قبل و بعد از دعا.
7. در خطبههاى نماز جمعه، عيدين و روز عيد غدير.
8. در هر شبانهروز.
9. در ماه مبارك رجب، مخصوصاً روز عيد مبعث.
10. در ماههاى شعبان و رمضان.
11. هنگام بوييدن گل و ريحان.
12. بعد از عطسه كردن خود يا ديگرى.
13. هنگام ذكر و به يادآوردن نام خداوند.
14. هنگام اراده سفر.
15. هنگام سوارشدن بر مركب.
16. هنگام طى مسيرى كه به صورت سرازيرى است.
17. بعد از گفتن «اللّهم لبيك» در احرام حج.
18. هنگام داخل شدن در مسجدالحرام.
19. هنگام استلام حجر اسماعيل.
20. هنگام انجام طواف و سعى بين صفا و مروه.
21. هنگام وداع در ميان ركن و باب در روز عرفه.
22. هنگام وقوف در مشعر.
23. هنگام ذكر و به يادآوردن نام خداوند متعال.
24. هنگام ذبح قربانى و بريدن سر حيوانات.
25. هنگام طى مسافت راه مدينه.
26. هنگام مشاهده مدينه منوّره و حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله.
27. هنگام توجه به قبر مقدس رسول خدا در بين قبر و منبر.
28. در ابتداى درس حديث.
29. در ابتداى موعظه، هدايت و راهنمايى ديگران.
30. هنگام برخاستن از مجلس.
31. هنگام مصافحه با برادر مسلمان.
پي نوشتها:
1- احزاب، 56.
2- تفسير نمونه، ج17، ص 418.
3- آثارالصادقين، آيتالله احسانبخش، ج11، ص210.
4- نقل روايت از مرحوم فيضالإسلام در ترجمه صحيفه سجاديه.
5- ثواب الاعمال، شيخ صدوق، ص377.
6- آثارالصادقين، ج11، ص211.
7- اصول كافى، كلينى، ج3، ص416.
8- همان، ص213.
9- كنزالعمال، ج1، ص 489.
منبع :
مكتب اسلام، شماره 6، 1382 .