تبليغاتX
يك گام تا ظهور

 

امام علی (ع): فرمودند:

 برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلیها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند.     منبع :‌ اصول کافی جلد 1

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 0:34 توسط ali |

امام علی (ع)

با مهدی ما حجت های الهی پایان می پذیرد ُاو آخرین امام و نجات بخش امت است .                                

+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 1:38 توسط ali |

 

1.      

 

گفتار : گفتارشان راست وسنجيده است .

2.       لباس : در لباس معتدل و ميانه رو هستند.

3.       مشي : در روش زندگي ودر راه رفتن فروتن و متواضع اند.

4.       تقواي گوش : گوش‌هاي خود را وقف شنيدن دانش سودمند ساخته اند.

5.       ثبات نفس : در بلا و آسايش حالشان يکسان است .

6.       تقواي چشم : چشمان خويش را از آنچه خداوند برآنها حرام نموده ،پوشيده اند.

7.    اشتياق به لقاء الله: اگر روز مرگشان معيّن نبود ، از شوق ثواب وخوف عقاب ،روح آنان حتّي براي لحظه اي هم در کالبدشان قرار نمي‌يافت.

8.       توّجه به عظمت خالق : بزرگي و هيبت الهي ، آنان را فرا گرفته است.

9.       کوچک ديدن مخلوق : خالق در دل آنان بزرگ و غير خالق در ديدگانشان کوچک است.

10.   مشاهده بهشت : آنان مانند کسي هستند که بهشت الهي را ديده ودر آن متنّعم است.

11.   مشاهده جهنّم : آنان مانند کسی هستند که آتش جهنّم را ديده و در آن معضّب است.

12.      غم دل : دل هايشان اندوهگين است (غم‌هاي آنان در دلشان است).

13.   بي آزاري : ديگران از شرّ شان در امانند.

14.   تناسب جسم : اندامشان نحيف و لاغر است.

15.   کوچکي حاجت: حاجاتشان کوچک و اندک است .

16.   عفّت نفس : روح و نفس شان پاک وعفيف است.

17.   صبر : با صبر و استقامت در اين چند روزه دنيا به راحتي و آسايش ابدي دست يافته،آنها در شدايد و گرفتاري‌ها بردبار و صبور هستند.

18.   عدم دلبستگي به دنيا : در برابر جلوه گريها و فريب‌هاي دنيا مقاومت کرده و بدان پشت نمودند و به اسارت آن در نيامدند.

19.    شب زنده داري : هر شب رابه نیایش و نماز می گذرانند.

20.   قرائت و ترتيل قرآن : قرآن را با شمرده وبااندیشه در معانی قرائت مي‌کند.

21.   درمان با قرآن : جان خويش را با قرآن محزون ساخته ودرمان دردهاي خود را از آن مي‌گيرد.

22.   دين : در دين خدا نيرومندند ، دين خود را محموظ نگاه مي‌دارند.

23.   اخلاق : نرم خوي و دور انديشند.

24.   ايمان : با ايماني مملوّ از يقين اند.

25.   ميانه روی : در حال غني ، ميانه رو هستند.

26.    عبادت : در عبادت خاشعند ، قلبشان با خشوع است .

27.   آراستگي : در عين تهيدستي آراسته اند.

28.   صبر : در سختي صبوراند .

29.   کسب : طالب کسب و روزي حلال اند.

30.   طمع : از آز و طمع بدورند.

31.   نشاط: در طريق هدايت با نشاط و چالاکند.

32.   آرزو : آرزوهايش کوتاه و نزديک است .

33.   لغزش : لغزشش کم است .

34.   خشوع: جانش خاشع و ترسان است.

35.   قناعت: نفسش قانع است .

36.   خوراک : خوراکش اندک است.

37.     آساني امور : امورش آسان (بدون زحمت و اذّيت ) است .

38.   نگهبان دين: نگهبان دين خويش است .

39.   محل اميد : همگان به خيراش اميّدوارند.

40.   عطا : به آنکس که او را محروم ساخته عطا مي‌کند.

41.   شماتت: مصيبت زده راشماتت نمي‌کند.

42.   شکر نعمت : در موقع نعمت و آسايش سپاسگزارند.

43.   رعايت حقوق همسايگان : به همسايه‌ها زيان نمي‌رساند.

44.   دوري از باطل: در محيط و امر باطل وارد نمي‌شود.

45.    همگامي باحق : هيچ گاه از  دايره حق فراتر نمي‌روند.

46.    سکوت : اگر سکوت کند،سکوتش اورا مغموم نمي‌سازد.

47.    خنديدن : اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمي‌گردد.

48.   شکيبايي : هرگاه بر او ستم شود شکيبايي مي‌کند تا خداوند انتقام او را بگيرد .

49.     دوري از القاب زشت : ديگران را با القاب زشت نام نمي‌برد .

50.   امانت : آنچه را به او سپرده اند ضايع نمي‌سازد .

51.   اهميت به موعظه : آنچه را به او تذّکر داده اند به فراموشي نمي‌سپارد .

52.   عفو: کسي را که به او ظلم کرده (وپشيمان شده) مي‌بخشد.

53.   صدق گفتار و کردار : علم و عمل را به هم آميخته وگفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.

54.   ياد خدا : شبشان به سپاسگزاري و روزشان به ياد خدا مي‌گذرد.

55.   خوش زباني وعفّت کلام : گفتارش نرم است، از گفته‌هاي زشت وناسزا برکنار است،مردم را به نام‌هاي زشت نمي‌خوانند.

56.   حلم : در روز بردباراني دانا و عملشان با حلم توام است.

57.   علم : با آگاهي و علم و معرفت عمل مي‌کنند، در کسب دانش حريصند.

58.   خضوع : همواره خود را (در پيشگاه خداوند )متهّم و مقصّر مي‌بينند.

59.   خوف : حتّي از کارهاي شايسته خود بيمناکند.(مبادا پذيرفته نشود .)

60.   خشم و شهوت : شهوتش مرده (و آنرا سرکوب کرده ). وخشمش را فرو خورده است.

ترجمه اي از قسمت‌هاي خطبه ي

 « همّام» در نهج البلاغه

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 0:3 توسط ali |